سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آج

یا صاحب صبر

شب حرمان دل ما به سحر نزدیک است
روز برگشتن جانان ز سفر نزدیک است

یا صاحب صبر
در فراقش چه جگرها که نشد خون و نسوخت
چیدن حاصل خونهای جگر نزدیک است
ای به جان آمده از طول شب و سختی راه
قدمی پیش که پایان سفر نزدیک است
دور ای خار مغیلان که حرم شد پیدا
مرگ بر شام تباهی که سحر نزدیک است
دل هر جایی من قدر بدان امشب را
شب قدر است و دعایت به اثر نزدیک است
آفرینش همه را چشم به راه مهدی است
فجر تابیدن آن طرفه قمر نزدیک است
مهدی منتظر آمد که ز فیض نظرش
به نظر آمدن اهل نظر نزدیک است
جنبشی در همه ذرات جهان افتاده است
آن قیامت که خدا گفته مگر نزدیک است؟
دشمن از تیره دلی آمدن مهدی را
گر خطر خواند بگو وقت خطر نزدیک است
یاد آن شاعر عارف که «مؤید» فرمود
که ز شب هر چه برآید به سحر نزدیک است

سید رضا مؤید


بنام پناه بی‌پناهان

جوی سنگین

حیاتی قویسنگین یعنی دل پر درد

مرا یاری کن!

در پناه او هستیم

بی فکر نخواهیم بود

سالهاست که مایه جان ماست

طریقی است

استوار

راهی است

ناهموار

گداری است

همه پرشیب

جاده‌ای است

پر پیج و خم

نگاه نکن انتها، ابتدایش دیداری است از آخر

اینجا آخر شناس کیست

او که ابتدا کرده است نشانه‌ها را

ما را یاری کنید

ای بلند همتهای دیار عشق

ای سبکبالان دشت شقایق

ای روح نوازان رویاهای امید

ای همسنگران بی پروای دیروز

ما منتظر دستان توان آفرین شما هستیم

 


بنام یاور بی همتا

قطرات اشک در گوشه چشم‌اش نشان از عمق هرسناکی درون او می‌داد که امیدش را چون پنبه ظریفی به آتش کشیده بود

دلگرمی ! آب سردی بود که او با زلال اشکهایش به دنبال آن بود!

می‌توانستی آنرا برایش هدیه کنی؟!

می‌توانیم هر کدام این حق نگاه را براورده نمائیم

من،تو،او،ما،شما و... ندارد

یک کلام

محبت

آفرینش عشق

ایجاد نمایید آنرا

فریادی که وجدنها را بیدار می‌نمایید

وجدانهایی که بصیر باشند

هستیم؟نیستیم؟

اگر آری،پس شریف خواهیم بود ور نه...........