سفارش تبلیغ
صبا ویژن

آج

یا قاضی الحاجات

چرا اینقدر حرف در مورد مبارزه با فساد و اقتصاد می شنویم ولی در عمل افزایش آنرا می بینیم

بنظر می آید که فساد دارد نهادینه می شود

دولت که محل نفوذ و بازار مفسیدن شده و اینجا را اگر بدست آورند باید فرصت را غنیمت شمارند و برای خود باری ببندند پس به اختلاس و ... روی می آورند و قوانین را بد اجرا می کنند یا اصلا اجرا نمی کنند چون قانون جلو مطامعه آنها را می گیرد پس بهتر که پشت سر اندازند بجای اجرا.

سوال اینجاست که قوای دیگر چرا در این راه اثر گذار نیستند

مجلس اگر کارآمد باشد با نظارت می تواند جلوی آنرا بگیرد

این هم بوسیله گروه اول ایتر می شود

وقتی نماینده با پول و تبلیغ فاسدین به صندلی مجلس رسید خود گرفتار است چون نمک گیر آن شده

می بینیم که وقتی مجلس هرجا دولت را یاری کرده و همراهی آنجا فساد بیشتر شده

پس مجلس نقش وکیل الدوله پیدا می کند تا بخواهد کاری بکند از طرف آنها تهدید می شود

بعضی از مجلسی ها که خود زاده فساد هستند دیگر چگونه می خواهند اقدامی بکنند

در حالی که عافیت طلبی به نفعشان هست و توجه ای به آخرت هم ندارند انتظار نظارت و انجام وظیفه سخت است

قوه قضائیه کجای کار است

این یکی هم بعلت پیچیدگی قوانین

راهای گریز آن و دردسر داشتن مباره با فاسد کار را پیچیده کرده.

بهتر می بیند که به متاع زودگذر دل ببندد تا کار سخت انجام وظیفه و ریشه کنی فساد را انجام دهد.

بدین جهت است که فقط ما حرف و سخن از فساد می بینیم ولی مبارزه عملی نه!

رئیس قوه قضائیه می گوید با اینها باید بعنوان مفسدفی الارض محاکمه و برخوردشود ولی در همین حد باقی می ماند!

رئیس بانک مرکزی لیست ارز بگیران را می دهد اما چرا ارز گرفته اند بر چه مبنا و ... ندارد این همه سوء استفاده از سکه و ارز در بابک مرکزی هست ولی قوه قضائیه توجه به شخصی که در مرکز کار با تصمیمات خود چنین بیت المال را به غارت داده نمی کند.

اگر رئیس بانک مرکزی معاون او در دادگاه به محاکمه کشیده می شدند که چه شد هیچ وقت وعده های حباب بودن شکسته نشد ولی نقشه های دشمن و آل سعود و آمریکا پیاده شد چرا؟ مطرح می شد؟

و کردن کلفت او زده می شد دیگر بقیه نوچ ها و دست اندرکاران بانکی حساب کار خودشان را می کردند.

اگر شهرام جزایری بعنوان مفسد فی الارض به دار اعدام رفته بود این همه هزینه به کشور تحمیل نمی شد و آزادانه بگردد و سخنرانی کند و باعث ایجاد پدیده و ... شود در آخر هم دوباره منوال همان است که بود.

اگر بابک زنجانی قاطعانه اعدام شده بود و عوامل ایجاد کننده او در دولت.

امروز خیلی از بابکهای دیگر ماست های خود را کیسه کرده بودند و کشور را به اینجا نرسانده بودند

اگر همین امروز آن کارگز38 هزار سکه و آن سوء استفاده کننده از او هر دو به فوریت اعدام می شدند بعنوان مفسد فی الارض دیگر شرکتهای صوری و مدیران گردن کلفت دزدشان حساب کار دستشان میآمد و هیچ نوچه ای طمع نمی کرد برای چند میلیون خود را بفروشد.

اگر آن مدیر خودروسازی که ظرف چند دقیقه تمام خودروها را به قیمت پایین به یکسری افراد خاص اسم نویسی می کند و سپس با قیمت بالا بفروش می رساند به تیغ اعدام بعنوان مفسد داده می شد بقیه مدیران خودرو حساب کار دستشان میآمد و بازار خودرو به عنوان یک کالای سودآور به این روز در نمیآمد که وزارتخانه و گمرک را آلوده کند.

اگر به فوریت آن اختصاص دهنده ارز 4200 به آن شرکت صوری یا حبوبات فروش برای ورود گوشی و آن گیرنده ارز برای ورود گوشی که روی هر گوشی 2 میلیون تومان کشیده تا کنون هر دو اعدام شده بودند کشور یک آرامش اقتصادی امنیتی پیدا می کرد که نگو نپرس!

چه کنیم که مفسد فی الارض فقط برای لقه لقه زبان است و بس!

کسانی که تصمیات خلق الساعه می گیرند و شرکت کره ای خلاف کننده را با یک نامه از جریمه معاف می کنند به پشت میز محاکه می رسانند و به دار مجازات از رشوه های هنگفتی که از آن شرکت کسب کرده اند بقیه وزیران حساب دستشان می امد که چه باید بکنند و چه نباید بکنند.

نه اینکه هر روز طرح بیآورند برای اجرا و مبارزه با فساد بعد وزیر بعدی آنرا بجای اصلاح حذف کند و طرحی نو در اندازد که منافع اش در آن است ،همان وزیر که طرح شبنم را مجاله می کند برای اینکه بتواند قاچاق را ادامه دهد دیگر هرکس هرکس نمی شد طر حهای مختلف.

این اختراع چرخ تا کی ادامه پیدا خواهد کرد؟

اگر آن وزیر دست اندر کار رشوه شرکت توتال پای میز محاکمه رفته بود دیگر دوباره همان رشوه گیری و همان بازی شرکت توتال سر کشور تکرار نمی شد که برود بدون هیچ هزینه ای و نه جریمه ای.

مطمئن باشید که نمی توان با  این راه به انتها رسید.

اگر در قضیه حرامخواری حقوق های نجومی آن رئیس سازمان بخش نامه صادر کنی که این حقوق ها را ایجاد کرده بود به محکمه سپرده شده بود دیگر این بخور بخور در مدیران با ولعه ادامه نمی یافت و و آن حرام خوار باز به زالوی اقتصاد تبدیل نشده بود.

این همه هزینه محاکمه و بیا برو در انتها نتیجه از هیچ هم کمتر. چرا که اینجا شده گلستان مفسد و مختلس و...

چرا با این شدت از فساد صحبت می شود ولی در عمل کارها ابتر و لنگ است.

جواب در این است که قوای سه گانه وظایف خود را انجام نمی دهند و شاید هم فراموش کرده اند که قوه هستند.

مجلس بجای پیگیری قوانین بر زمین مانده هر روز در حال درست کردن قانون است خیال می کند که قوانین وجود ندارد چقدر باید قانون برای مبارزه با فساد ساخت ایراد در اجرا نشدن است که شما هم پیگیر قانون اجرا شود نیستید دوباره قانون می گذاری که چه اگر ایراد دارد ایرادش را رفع کن چرا مجاله اش می کنی؟!!! تا کی می خواهی چرخ را اختراع کنی؟!

بیا ببین چرا در اجرا مدیران قوانین را پشت گوش می اندازند چون نظارت تعطیل است تعطیل تعطیل!

کارها لنگ می زند چون نظارت گمشده این کشور شده وگر نه قانون هزار ماشاءاله فراوان است.

نیاز به قانون جدید نیست!

پیگیر اجرای آن باش و پشت گوش انداز آن را عزل و استیضاح کن و به محاکمه بسپار مشکل حل می شود.


بتام یگانه دوست

تمام می شود

حلقه ها ، دودها ، کفها

آنجا ترسیم می شود خط آفتاب

روشن می شود افق

سایه ها کم می شود

کوچک در اواسط

دیده ها باز می شود

انگار آشکارا

پنهان نتوان کرد در دلها ؛ خش ها

پلیدی های کهنه ؛ نالایق ها

سر بریده نا اهلی ؛ دروغ ها

فکری باید کرد

آن روز را ؛هیاهوها !


بنام رب المتعال

شاید یک بچه هم اگر ببیند در کاری که می کند یک تحقیری نهفته آنرا انجام ندهد

حالا گاهی یک فرد وقتی در یک مقامی قرار دارد یکسری حرکات و سکنات و کارها را بخاطر احترام به آن مقام نه خود! انجام نمی دهد.

اگر کسی از خود خرج کند و تحقیری را بپذیرد مسلم فقط به شخص خود صدمه و خدشه وارد کرده است، اما اگر فردی بخاطر یک مسئولیت تحقیری را تحمل کند دیگر کسانی را که پشت سر او قرار دارند یا آن امضائی که او را به آن مسئولیت رسانده تحقیر کرده است.

وقتی معاون وزیر یک تحقیری را می پذیرد یعنی امضای وزیر را زیر سوال برده است که البته آن وزیر هم پشتوانه ای دارد بنام تائید مجلس و آنها هم به نمایندگی از مردم این قدرت را به او داده اند.

وقتی یک وزیر تحقیری را بپذیرد آن هم در مناسبات رسمی یعنی تحقیر را به ملت تحمیل کرده است و شاید شایستگی خود را بخاطر رعایت نکردن شان مردم خود از دست بدهد.

سوال:

نمایندگانی از مردم که روز شنبه در مراسم تحلیف تحقیر و ذلت یک عکس سلفی را با خانم نماینده اتحادیه اروپا می پذیرند آیا دیگر شایستگی ملتی که به آمریکا می گوید هیچ غلطی نمی تواند بکند را دارد؟

بنظر من این خود باختگی و این ذلت پذیری این افراد را تا مرز شایستگی نمایندگی چند استر پایین آورده است.

بهتر است مردم این افراد را که چنین فریفته هستند را لگدمال کنند

نه اینه به عنوان نماینده به مجلس بفرستند!


بنام یکتا

جملگی این را بدانیم که چه هستیم

نه اینکه بخواهیم بدانیم

کی بودیم؟

کی نبودیم؟!

چقدر سبک و چقدر بزرگ بودیم؟!!

هم قدمان را بخواهیم.

نه بخواهیم کوتاه کنیم!

همسفر نیاز داریم.

بی نیاز سفر نیستیم!

شاید...

.... روزی برسد که ما نرسیده باشیم!

چون درگیر خود نبودیم

درگیر گیر دادن به دیگران بودیم!

این ماه پیشانی ماه تدارک خود بودن و خود دیدن

چگونه بودن و چگونه ماندن

پیشانی سنگ زدن بر پیشانی گمراه کننده!

... چه من.

چه دگر من!


یا سبوح

لحظات چه متفرق شده اند

بی حس و کرخت

گز گز شونده و سوزنی

دقت ها کم و مار پیچی اند

انگار در نیمه گدار دنده عوض کرده اند

سرد و بی روح

حاشا که بد کنیم

آیا بد شده یا بد شده ایم

در زندگی ببخشید تا بخشیده شوید

کمی این طرف تر یا کمی آن طرف تر

زودتر یا دیرتر

آن دورها یا همین نزدیکی

فرق نمی کند

سرد نباشید

در این گرمی هوا

مثل اینکه هوا هم گرم نیست!!؟